محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى
377
خلاصة الحكمة ( فارسى )
ضبط و محافظت نمايند و نگذارند كه بلغزند و برآيند پيش از حصول و استكمال غرض مطلوب . و هر يك از آنها كه بر خلاف خلقت طبيعى باشد ، مرض است . و اما مرض مقدار : كه قسم دوم از امراض تركيب است . و اين ، بر دو قسم است ؛ زيرا كه براى هر عضوى از اعضاء مقدار خاصّ طبيعى سزاوار است آن كه باشد بر آن مقدار و چون متغير گردد از آن ، مرض است . و آن ، يا به آن است كه عظيم و بزرگ گردد بيشتر از مقدار ما ينبغى ، و يا صغير و كوچك گردد از آن ؛ خواه هر يك از آن هر دو عامّ و شامل جميع بدن باشند و خواه خاصّ به بعضى اعضاء . و اين چهار قسم مىباشد تحت دو صنف : عظيم و صغير ، و عامّ و خاصّ هر يك : عِظَم عام ؛ مانند سمن و فربهى مفرط جميع بدن ؛ به حدّى كه مانع از حركات آيد . و عِظَم خاص ؛ مانند عِظَم لسان و رأس و معده به حدّ افراط ؛ كه هر يك اينها مضرّاند : و امّا عِظَم لسان ، مانع مَضغ و افصاح و تكلّم و اداى حرف از مخارج [ است ] . و امّا عِظَم سر و بدن ، باعث ثقل اعضاء و منع تحريك و دويدن و غيرها از آفات است . و [ امّا ] نقصان عام ؛ مانند هُزال و لاغرى مفرط ؛ زيرا كه اين نيز مانع حركات و عدم احتمال مشاقّ و موجب قبول آفات است . و نقصان خاص ؛ مانند ضُمُور حدقه كه « سِلُّ العين » نامند كه مضرّ به ابصار است ؛ به جهت زوال صقالت و صفاى رطوبات و فرو رفتن طبقات و بر هم نشستن به سبب نقصان روح باصره . و صِغَر لسان و كبد كه هر دو مضرّاند . امّا مرض عدد : كه قسم سوم از امراض تركيب است . و آن : يا آن است كه : زياده گردد از عدد طبيعى ؛ زيرا كه هر عضوى را عددى خاصّ است . و